و سرانجام ...
برآورده شدند ...
آرزو هایم ...
و غم هایم ...
تامام شود ...
...
...
...
سلام ... شفق ...
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیان
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیان
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیان
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیان
کجایی ؟
خوبی ؟
می خندی ؟
آن روز که کمی احوالت ناخوش بود، بهتر شد ؟
فلان روز فلان کار اداری که داشتی، سریع راه افتاد ؟
پایان نامه چطور ؟ نوشتی ؟ "آخ" خیلی سخت باید باشد ... من نیز دچار همان درد مشترکم ...
راستی یادت هست آن روز را که................
.....
مکالمه ی فرضی مقطع ماند ... با صدای بوق ماشین پشتی ...
.....
سعدی چو جورش می بری، نزدیک او دیگر مرو
ای بی بصر، من می روم؟ او می کشد قلاب را
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیان
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیان
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیان
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیان
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیان
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیان
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیان
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیان
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیان
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیان
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیان